محمد مهدى ملايرى

403

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و ديگر اينكه بر كسى كه او را به عيبهايى نكوهش كند كه خود مىداند كه در او هست كينه نورزد . و ديگر اينكه به كارى كه در آن بيم پشيمانى مىرود دست نزند . و ديگر اينكه زحمت نيكوكارى را بر خود هموار سازد و خويشتن را از هر لذتى كه به گناه آميخته باشد باز دارد . پرسيدند : حقوق رعيت بر پادشاهان و همچنين حقوق پادشاهان بر رعيت چيست ؟ گفت : حق رعيت بر پادشاهان اين است كه پادشاهان با آنها به انصاف رفتار كنند ، و داد آنها بدهند و خاطر آنان را آسوده دارند و مرزهاى آنان را حراست كنند . و حق پادشاه بر رعيت نصيحت و سپاسگزارى است . پرسيدند : شادى و لذت چيست ؟ گفت : شادى آن است كه با اميد آخرت قرين باشد و جز اين لهو و لعب گذرا و راهى به سوى نابودى است . پرسيدند : آيا لهوى بدون گناه ممكن است ؟ گفت : نه . پرسيدند : تكبر كدام است و خويشتن‌گيرى كدام ؟ گفت : خويشتن‌گيرى گاهى در بعضى حالات ستوده است زيرا كسى كه قدر خويشتن بالا گيرد به امور ناچيز نپردازد و از آن ابا ورزد ، ولى تكبر در هيچ حال ستوده نيست زيرا شخص متكبر خويشتن را در مرتبه‌اى بالاتر از آنچه هست مىگذارد تا جايى كه حتى خود را بالاتر از آن مىپندارد كه سلام زيردستان را پاسخ گويد . گفتند : ريا كدام است و خودسازى كدام ؟ گفت : ريا آن است كه شخص در واقع سيرتى زشت داشته باشد ولى ظاهر خود را به نيكى و زيبايى بيارايد ، و خودسازى آن است كه نفس خويش را به